اضطراب
اضطراب: تعریف، مکانیسمها و رویکردهای بالینی
اضطراب یکی از هیجانات بنیادین انسان است که در پاسخ به موقعیتهای ادراکشده به عنوان تهدید، ایجاد میشود. این واکنش در محدوده طبیعی خود سازگارانه است و نقش محافظتی دارد؛ اما هنگامی که شدت، مدت یا بسامد آن افزایش یافته و به کاهش عملکرد فردی، اجتماعی یا شغلی منجر گردد، به یک اختلال اضطرابی بالینی تبدیل میشود. اضطراب از طریق تعامل پیچیده میان عوامل زیستی، روانشناختی و محیطی شکل میگیرد و به همین دلیل در حوزه روانشناسی بالینی، بررسی جامع آن اهمیت ویژهای دارد. ( Hofmann & Smits, 200 ).
از دیدگاه روانفیزیولوژیک، اضطراب حالتی است متشکل از برانگیختگی دستگاه عصبی خودکار (افزایش ضربان قلب، تعریق، لرزش) ، تغییرات شناختی (انتظار خطر، فاجعهسازی) و تغییر رفتار (اجتناب یا کنترل افراطی). این سه سطح بهصورت پویا با یکدیگر تعامل دارند و چرخه اضطراب را حفظ میکنند.(Patriquin et al., 2017)
مکانیسمهای روانشناختی و نوروبیولوژیک اضطراب
اضطراب نتیجه فعالیت متقابل سامانههای عصبی و شناختی است. آمیگدالا به عنوان مرکز اصلی پردازش هیجانات تهدیدآمیز ، نقش محوری در آغاز پاسخ اضطرابی دارد. در حالی که قشر پیش پیشانی (PrefrontalCortex) وظیفه مهار شناختی و بازنگری تهدید را بر عهده دارد. اختلال در ارتباط بین این دو ساختار سبب میشود پاسخ اضطرابی بیش از حد فعال شود. (Kenwood & Kalmbach, 2021)
مسیرهای زیستی مرتبط با اضطراب
محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA Axis) از طریق ترشح هورمونهایی مانند کورتیزول ،بدن را در وضعیت آمادهباش قرار میدهد. در اضطراب مزمن، فعالیت این محور بهطور مداوم افزایش یافته و موجب تغییرات نوروشیمیایی و ساختاری در مغز میشود. همچنین انتقالدهندههای عصبی چون سروتونین ، نورآدرنالین و گابا نقش تعیینکنندهای در تنظیم خلق و پاسخ استرسی دارند. کاهش عملکرد گابا با افزایش اضطراب مرتبط است.
نظریههای روانشناختی اضطراب
اضطراب از منظر مکاتب مختلف روانشناسی، تبیینهای متفاوتی دارد:
نظریه روانکاوی
فروید اضطراب را نشانه تعارض بین نهاد (Id) و فراخود ( (Superego) میدانست. از دیدگاه او، اضطراب به منزله علامت هشدار روان است که از بروز امیال سرکوبشده جلوگیری میکند. مکانیسمهای دفاعی مانند واپسزنی، جابجایی یا دلیلتراشی برای کاهش اضطراب فعال میشوند (Freud, 1926).
نظریه شناختی-رفتاری (CBT)
نظریههای شناختی بر این باورند که اضطراب از تفکرات غیرمنطقی و تحریفهای شناختی ناشی میشود؛ مانند تعمیم افراطی، ذهنخوانی یا فاجعهسازی. درمان شناختی-رفتاری از طریق بازسازی شناختی، مواجهه تدریجی و آموزش مهارتهای مقابلهای به کاهش اضطراب کمک میکند (Beck, 1976; Hofmann et al., 2012).
نظریه زیستی و ژنتیکی
مطالعات خانوادگی و دوقلوها نشان دادهاند که حدود ۳۰ تا ۵۰ درصد از واریانس اضطراب ناشی از عوامل ژنتیکی است. ژنهای مرتبط با سیستم سروتونرژیک، مانند 5-HTTLPR، با آسیبپذیری اضطراب مرتبطاند (Loerinc et al., 2015).
مداخلات و درمانهای روانشناختی
درمان اضطراب بر اساس شدت، نوع و منشأ آن متفاوت است. ترکیب درمان شناختی-رفتاری با دارودرمانی معمولاً بیشترین اثربخشی را دارد.
درمان شناختی-رفتاری (CBT)
CBT یکی از معتبرترین رویکردهای درمانی اضطراب است که شامل سه مؤلفه اصلی است:
آموزش روانی: آگاهیبخشی درباره ماهیت اضطراب و چرخه اجتناب.
بازسازی شناختی: اصلاح افکار تحریفشده و غیرمنطقی.
مواجهه تدریجی: کاهش اجتناب از محرکهای اضطرابزا از طریق رویارویی کنترلشده.
دارودرمانی
داروهای ضداضطراب شامل مهارکنندههای بازجذب سروتونین ( SSRIs) مانند سرترالین و فلوکستین، و گاهی بنزودیازپینها برای موارد حاد هستند. باید توجه داشت که مصرف طولانیمدت بنزودیازپینها به وابستگی منجر میشود (Carpenter et al., 2018) .
درمانهای نوین
ذهنآگاهی (Mindfulness): افزایش آگاهی از افکار و احساسات در لحظه حال.
درمان پذیرش و تعهد (ACT): افزایش انعطاف روانی از طریق پذیرش اضطراب.
نوروفیدبک و تحریک مغزی غیرتهاجمی (tDCS, rTMS): تنظیم فعالیت قشر پیشپیشانی.
نتیجهگیری
اضطراب، اگرچه تجربهای طبیعی است، اما زمانی که کنترلناپذیر و مزمن شود، عملکرد ذهنی و جسمی را به شدت مختل میکند. درک چندسطحی از این پدیده – از زیستشناختی تا شناختی – برای درمان مؤثر آن حیاتی است. درمانهای ترکیبی که شامل CBT، دارودرمانی و تمرینهای ذهنآگاهیاند، در پژوهشهای اخیر بیشترین میزان بهبود را نشان دادهاند. آینده پژوهشهای اضطراب به سمت روشهای شخصیسازی درمان بر اساس ویژگیهای عصبی و ژنتیکی حرکت میکند.
منابع
American Psychiatric Association. (2013). Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders (5th ed.). APA Publishing.
Beck, A.T. (1976). Cognitive Therapy and the Emotional Disorders. Penguin.
Carpenter, J.K., Andrews, L.A., Witcraft, S.M., Powers, M.B., Smits, J.A.J., & Hofmann, S.G. (2018). Cognitive Behavioral Therapy for Anxiety and Related Disorders: A Meta‑analysis of Randomized Placebo‑Controlled Trials.
Freud, S. (1926). Inhibitions, Symptoms and Anxiety. Standard Edition, Vol. XX.
Hofmann, S.G., & Smits, J.A.J. (2008). Cognitive‑Behavioral Therapy for Adult Anxiety Disorders: A Meta‑Analysis.
Kenwood, M.M., & Kalmbach, D.A. (2021). The prefrontal cortex, pathological anxiety, and anxiety disorders.
Loerinc, A.G., Meuret, A.E., Twohig, M.P., Rosenfield, D., Bluett, E.J., Craske, M.G. (2015). A Meta‑analysis of CBT Components for Anxiety Disorders.
Patriquin, M.A. et al. (2017). The Neurobiological Mechanisms of Generalized Anxiety Disorder.
- مقالات اخیر
۵ مقاله اخیر از این قسمت برای شما در دسترس است.
- محصولات
دوره ای که برای بسیاری از افراد مفید بوده.
نظرات
نظر شما در این مورد چیه؟





