زنان اغلب پرخاشگری بیشتری نسبت به مردان در برابر خواهر و برادرهای خود نشان میدهند
یک مطالعه گسترده بینالمللی به رهبری پژوهشگران از آزمایشگاه مشترک روانشناسی تکاملی اجتماعی در دانشگاه ایالتی آریزونا نشان داده است که زنان در ارتباط با خواهر و برادرهای خود حداقل به اندازه مردان پرخاشگر هستند – و در بسیاری موارد، بیشتر. در حالی که تحقیقات پیشین مدتها نشان داده بودند که مردان به ویژه خارج از خانواده، از نظر فیزیکی پرخاشگرتر از زنان هستند، این کار جدید نشان میدهد که پویایی روابط خواهر و برادری تصویر متفاوتی ارائه میدهد. یافتهها در PNAS Nexus منتشر شد.
عموماً پذیرفته شده است که مردان تمایل بیشتری به درگیر شدن در پرخاشگری فیزیکی و مستقیم نسبت به زنان دارند. این تعمیم با دادههای جهانی تأیید میشود که نشان میدهند مردان بسیار بیشتر مرتکب اعمال خشونتآمیز میشوند، از کتککاری در زمین بازی تا قتل. این الگوها به طیفی از عوامل نسبت داده شدهاند، از جمله فشارهای تکاملی مرتبط با جفتیابی و موقعیت اجتماعی، سطح بالاتر تستوسترون در مردان، و هنجارهای فرهنگی که پرخاشگری را در پسران بیش از دختران تشویق میکنند.
اما تقریباً تمام آن تحقیقات بر تعاملات بین افراد غیرخویشاوند متمرکز شده است. اطلاعات بسیار کمتری در مورد چگونگی بروز پرخاشگری در درون خانواده، به ویژه در میان خواهران و برادران وجود دارد. برخی نظریهها نشان میدهند که همان تفاوتهای جنسیتی باید در روابط خواهر و برادری نیز اعمال شود. دیگران پیشنهاد میکنند که محیط خانواده ممکن است تمایلات پرخاشگرانه را کاهش دهد یا بازسازی کند، به ویژه با توجه به منافع ژنتیکی مشترک و وابستگی بلندمدت بین خواهران و برادران.
مایکل ئی. دبلیو. وارنوم، استاد روانشناسی و نویسنده مشترک این مطالعه گفت:«خانواده واقعاً مهم است، با این حال اغلب در روانشناسی اجتماعی نادیده گرفته میشود. چند سال پیش، دادههایی از دهها کشور در مورد اهمیت انگیزههای مختلف برای مردم جمعآوری کردیم و با کمال تعجب دریافتیم که به طور متوسط، مراقبت از خویشاوندان قویترین انگیزهای بود که افراد گزارش کردند. این موضوع در هر جامعهای که تاکنون مطالعه کردهیم صادق بوده است، و این ما را به یک سوال گستردهتر علاقهمند کرد. بخش عمدهای از آنچه که درباره روانشناسی اجتماعی میدانیم، مربوط به نحوه تعامل یا تفکر ما درباره غیرخویشاوندان است، اما آیا ممکن است اوضاع در زمینه روابط خویشاوندی بسیار متفاوت به نظر برسد؟ به عبارت دیگر، بخش بزرگی از آنچه که فکر میکنیم درباره روانشناسی اجتماعی انسان میدانیم، ممکن است در واقع روانشناسی تعاملات با غریبهها یا غیرخویشاوندان باشد. و در برخی موارد، روانشناسی ما ممکن است در زمینه تعاملات خویشاوندی بسیار متفاوت به نظر برسد.»
یافتههای پیشین از ایالات متحده اشاره داشتند که زنان ممکن است به همان اندازه – یا حتی بیشتر – احتمال درگیری در پرخاشگری نسبت به خواهر و برادرهای خود را داشته باشند. اما میزان پایداری این الگو در محیطهای فرهنگی و اقتصادی مختلف آزمایش نشده بود
برای بررسی این سؤال، پژوهشگران دادههایی از ۴۱۳۶ شرکتکننده در ۲۴ کشور جمعآوری کردند که شامل کشورهای غربی و غیرغربی، جوامع ثروتمند و کمثروتمند، و مناطق از همه قارههای مسکونی بود..
داگلاس کنریک، نویسنده مشترک مطالعه و استاد ممتاز در گروه روانشناسی دانشگاه ایالتی آریزونا توضیح داد:«دلیل جمعآوری دادهها از سراسر جهان این بود که در یک مطالعه اخیر درباره پرخاشگری آمریکاییها نسبت به برادران و خواهران، به دو نکته شگفتانگیز برخوردیم؛ تمامی تحقیقات پیشین دو واقعیت بدیهی درباره پرخاشگری را نشان میدادند: ۱. مردان پرخاشگرتر هستند، و ۲. مردم با خویشاوندان خونی خود مهربانترند. با این حال، ما دریافتیم که وقتی صحبت از کتک زدن یا فریاد کشیدن بر سر دیگری میشود، الف) مردم بیشتر احتمال دارد به خواهران و برادران خود پرخاشگری کنند تا به دوستان یا آشنایان، و ب) خواهران حداقل به اندازه برادران پرخاشگر هستند. ما میخواستیم بدانیم که آیا این یافتههای غیرمنتظره در سایر کشورها نیز دیده میشود – که نشاندهنده چیزی درباره طبیعت انسان باشد – یا فقط در ایالات متحده یافت میشود – که نشاندهنده ویژگی منحصر به فرد فرهنگ آمریکا باشد.»
شرکتکنندگان در ردههای سنی مختلف قرار داشتند و از آنها خواسته شد تا گزارش دهند که چقدر در انواع مختلف پرخاشگری – مانند کتک زدن، فریاد کشیدن، شایعهپراکنی یا گزارش رفتارهای نادرست – نسبت به خواهر و برادرها، دوستان و آشنایان درگیر شدهاند. از آنها خواسته شد تا به طور جداگانه به رفتار خود در دوران کودکی و بزرگسالی تأمل کنند.
این مطالعه به جای درخواست برای ارائه آمار دقیق رفتاری، از فراوانیهای خوداظهاری استفاده کرد. اگرچه این روش محدودیتهایی دارد، اما به پژوهشگران امکان داد الگوهای گسترده پرخاشگری را در طول زمان ثبت کنند. شرکتکنندگانی که خواهر یا برادر زیستی نداشتند از مطالعه حذف شدند و کلیه پرسشنامهها توسط پژوهشگران در هر کشور به زبانهای مناسب ترجمه شد.
انواع پرخاشگری مورد بررسی به دو دسته کلی تقسیم شدند: پرخاشگری مستقیم (اقدامات فیزیکی مانند کتک زدن یا فریاد کشیدن) و پرخاشگری غیرمستقیم (تکنیکهای آسیب به شهرت مانند شایعهپراکنی یا گزارش رفتار فرد به یک مقام مسئول). شرکتکنندگان گزارش دادند که چقدر این رفتارها را نسبت به برادران، خواهران، دوستان مرد و زن، و آشنایان مرد و زن، هم در دوران کودکی و هم در بزرگسالی انجام دادهاند.
مردان به طور مداوم سطوح بالاتری از پرخاشگری مستقیم نسبت به غیرخویشاوندان را هم در دوران کودکی و هم در بزرگسالی گزارش کردند. این الگوی استاندارد – پرخاشگری بیشتر مردان نسبت به غیرخویشاوندان – در تقریباً همه کشورها مشاهده شد که با مطالعات پیشین همخوانی دارد و نشان میدهد دادهها تفاوتهای واقعی و شناختهشده را ثبت کردهاند
اما وقتی نوبت به خواهر و برادرها رسید، نتایج برعکس شد. برای مثال، در دوران کودکی، زنان در کشورهایی مانند ایالات متحده، سوئد، شیلی و پاکستان بیشتر از مردان گزارش دادند که بر سر خواهر یا برادر خود فریاد کشیده یا آنها را کتک زدهاند. این الگو در بزرگسالی نیز تداوم یافت، اگرچه تفاوتها کمی کمتر بود. مردان با افزایش سن پرخاشگری بیشتری نسبت به خواهر و برادرها نشان ندادند و در بسیاری موارد، زنان همچنان سطوح بالاتری از پرخاشگری معطوف به خواهر و برادر را در بزرگسالی گزارش کردند..
نتایج مربوط به پرخاشگری غیرمستقیم تا حدودی متنوعتر بود، اما باز هم زنان اغلب نمراتی همسطح یا بالاتر از مردان کسب کردند. بهویژه، زنان بیشتر احتمال داشت که رفتار یک خواهر یا برادر را به مقامات خانواده – مانند والدین یا سایر بستگان – هم در دوران کودکی و هم در بزرگسالی گزارش دهند. این الگوها در طیف گستردهای از جوامع، صرف نظر از سطح توسعه اقتصادی یا هنجارهای فرهنگی مرتبط با جنسیت، صادق بود.
وارنوم گفت: «فکر میکنم نکته مهم اینجا این است که وقتی پای تعاملات بین خواهر و برادرها به میان میآید، زنان حداقل به اندازه مردان پرخاشگر هستند. این موضوع نه تنها در کودکی، بلکه در بزرگسالی نیز صادق است. و ما همین پدیده را در سراسر جهان مشاهده میکنیم. اگرچه در تعاملات با غیرخویشاوندان، مانند بسیاری دیگر قبل از ما، دریافتیم که مردان درگیر پرخاشگری مستقیم بیشتری نسبت به زنان میشوند، اما این تفاوت جنسیتی وقتی مردم با خواهر و برادرهای خود تعامل دارند، از بین میرود یا معکوس میشود.»
این نتایج نشان میدهد که تفاوتهای جنسیتی در پرخاشگری، ویژگیهای ثابت نیستند، بلکه تا حد زیادی به هدف پرخاشگری بستگی دارند. پرخاشگری بین افراد غیرخویشاوند ممکن است کارکردهای اجتماعی یا تولیدمثلی متفاوتی نسبت به پرخاشگری بین اعضای خانواده داشته باشد. خارج از خانواده، مردان ممکن است برای جایگاه، جفت یا منابع به گونهای رقابت کنند که برتری فیزیکی در آن پاداش دارد. در درون خانواده، خواهران و برادران اغلب برای جلب توجه، محبت والدین و منابع مشترک خانوار با هم رقابت میکنند – عواملی که میتواند به یک اندازه برای برادران و خواهران صدق کند.
از آنجا که خواهران و برادران تقریباً نیمی از ژنهای خود را به اشتراک میگذارند، نظریههای تکاملی مبتنی بر تناسب فراگیر نشان میدهند که آنان ممکن است از اشکل افراطی یا آسیبزننده پرخاشگری پرهیز کنند. این امر ممکن است زمینه را برای زنان هموار کند، که در غیر این صورت با خطرات بیشتر یا مجازاتهای اجتماعی برای درگیری در تقابل مستقیم خارج از خانه مواجه میشوند. همچنین والدین ممکن است بسته به جنسیت فرزند، واکنش متفاوتی به تعارضات بین خواهر و برادرها نشان دهند و احتمالاً پسران را به دلیل پرخاشگری با شدت بیشتری تنبیه کنند، که این امر میتواند الگوهای رفتاری را در طول زمان شکل دهد.
پژوهشگران خاطرنشان میکنند که یافتههای آنان نه تنها نظریههای تکاملی مبتنی بر انتخاب جنسی، بلکه نظریههای نقش اجتماعی که بر یادگیری فرهنگی و هنجارهای جنسیتی تأکید میکنند را نیز به چالش میکشد. هیچ یک از این چارچوبها به طور کامل توضیح نمیدهند که چرا زنان در چنین طیف گستردهای از جوامع، پرخاشگری بیشتری نسبت به مردان در برابر خواهران و برادران خود نشان میدهند، به ویژه زمانی که همین زنان، پرخاشگری کمتری نسبت به همسالان غیرخویشاوند خود گزارش میدهند.
وارنوم گفت:«ما پیشتر این الگو را در برخی نمونههای آمریکایی مشاهده کرده بودیم، اما همیشه این سوال مطرح است که آیا در بافتهای فرهنگی بسیار متفاوت نیز به نتایج یکسانی دست مییابید یا خیر؛ و دلایل زیادی وجود داشت که میتوانستند پیشبینیکننده تفاوتهای فرهنگی بزرگ باشند. اما ما در همه جا که نگاه کردیم، الگوی یکسانی یافتیم و هیچ رابطه نظاممندی با سطح ثروت یک جامعه، یا میزان برابریطلبی گسترده در آن، یا واقعاً با هیچ عامل فرهنگی دیگری که بررسی کردیم، وجود نداشت. بنابراین فکر میکنم این ممکن است برخی افراد را شگفتزده کند».
اما هنوز محدودیتهایی برای در نظر گرفتن وجود دارد. این مطالعه بر گزارشهای خود-ارزیابی گذشتهنگر متکی بود که تحت تأثیر سوگیریهای حافظه و تفاوتهای تفسیری قرار دارند. برای مثال، زنان و مردان ممکن است پرخاشگری را به طور متفاوتی تعریف یا به خاطر بیاورند، به ویژه برای رفتارهای مبهمی مانند کتک زدن یا فریاد کشیدن. سوگیری مطلوبیت اجتماعی نیز میتواند نقش داشته باشد، به ویژه در مواردی که مردان ممکن است تمایلی به اعمال کتک زدن یک خواهر نداشته باشند. با این حال، پژوهشگران خاطرنشان میکنند که آنان تفاوتهای جنسیتی ثابتشده در پرخاشگری نسبت به غیرخویشاوندان را تکرار کردند که نشان میدهد معیارهای استفاده شده تا حد معقولی معتبر بودهاند.
وارنوم گفت: «تمام این دادهها خود-اظهاری بودند. بنابراین تمام محدودیتهای مرتبط با این نوع روششناسی در اینجا نیز اعمال میشود. در شرایط ایدهآل، عالی خواهد بود اگر این ایده با دادههای مشاهدهای یا گزارشهای دیگران آزمایش شود.»
کنریک افزود: «یک احتمال این است که پسران به سادگی تمایلی به گزارش کتک زدن خواهر و برادرهای خود ندارند. با این حال، ما دقیقاً همین الگو را زمانی یافتیم که از گروه دیگری نه در مورد پرخاشگری خودشان، بلکه در مورد اینکه آیا خواهران یا برادرانشان آنان را کتک زدهاند، سؤال کردیم. افراد گزارش دادند که خواهرانشان به همان اندازه برادرانشان احتمال دارد که آنان را کتک بزنند یا بر سرشان فریاد بکشند. این نشان میدهد که گزارشهای خود-اظهاری احتمالاً به شیوهای خودخدمتگرایانه سوگیری ندارند.»
پژوهشهای آتی میتوانند این الگوها را با استفاده از روشهای مشاهدهای یا گزارشهای اعضای خانواده برای بررسی متقابل رفتارهای خود-اظهاری بررسی کنند. همچنین بررسی این موضوع مفید خواهد بود که عواملی مانند اندازه خانواده، ترتیب تولد، روشهای تنبیهی والدین و وضعیت اقتصادی-اجتماعی چگونه بر پویایی روابط خواهر و برادری در فرهنگهای مختلف تأثیر میگذارند.
وارنوم گفت: «ما در حال حاضر در حال بررسی بسیاری از یافتههای کلاسیک دیگر از روانشناسی اجتماعی هستیم که ممکن است در بستر روابط خویشاوندی به همین شکل ظاهر نشوند و در حال برنامهریزی برای برخی مطالعاتی هستیم که امیدواریم به زودی راهاندازی کنیم. پس با ما همراه باشید!»
The study, “Commonly observed sex differences in direct aggression are absent or reversed in sibling contexts,” was authored by Michael E. W. Varnum, Amanda P. Kirsch, Daniel J. Beal, Cari M. Pick, Laith Al-Shawaf, Chiara Ambrosio, Maria Teresa Barbato, Oumar Barry, Watcharaporn Boonyasiriwat, Eduard Brandstätter, Suzan Ceylan-Batur, Marco Antonio Correa Varella, Julio Eduardo Cruz, Oana David, Laina Ngom Dieng, Dimitri Dubois, Ana María Fernandez, Silvia Galdi, Oscar Javier Galindo Caballero, Sylvie Graf, Igor Grossmann, David Guzman, Peter Halama, Takeshi Hamamura, Martina Hřebíčková, Ioana Iuga, Lady Javela, Jaewuk Jung, Johannes A. Karl, Jinseok P. Kim, Michal Kohút, Anthonieta Looman Mafra, Dieynaba Gabrielle Ndiaye, Jiaqing O, Beatriz Perez Sánchez, Eric Roth Unzueta, Muhammad Rizwan, A. Timur Sevincer, Eric Skoog, Eunkook M. Suh, Daniel Sznycer, Evelina Thunell, Arnaud Tognetti, Ayse K. Uskul, Jaroslava Varella Valentova, Yunsuh Nike Wee, Anja Lundkvist Winter, Torin Peter Young, Danilo Zambrano, Anna Ziska, and Douglas T. Kenrick.
مترجم: فردین چراغی
- مقالات اخیر
۵ مقاله اخیر از این قسمت برای شما در دسترس است.
- محصولات
دوره ای که برای بسیاری از افراد مفید بوده.
نظرات
نظر شما در این مورد چیه؟





