خیانت مردان: ریشههای روانی و تلههای درونی
خیانت پدیدهای پیچیده است که ریشه در لایههای عمیق روان انسان دارد. در مردان، دو الگوی روانی غالب میتواند به رفتار خیانتآمیز منجر شود.
گروه اول: مردان در تله خودکمبینی
این مردان غالباً با احساس ناکافیبودن دستوپنجه نرم میکنند. زمانی که همسرشان بهطور مداوم آنها را تحقیر کند، در جمع سرزنش نماید، با دیگران مقایسهشان کند و نیازهای عاطفیشان را نادیده بگیرد، چرخه ویرانگری شکل میگیرد. این رفتارها اعتمادبهنفس مرد را تحلیل برده و احساس ارزشمندی را در او از بین میبرد.
در چنین فضای پرتنشی، مرد به دنبال آرامش گمشده میگردد. اگر زنی در مسیرش قرار گیرد که به او احترام بگذارد، حرفهایش را بشنود و حس مردانگیاش را تقویت کند، ممکن است در دام رابطه خارج از ازدواج بیفتد. این اقدام تلاشی ناسالم برای بازیابی اعتبار ازدسترفته است.
گروه دوم: مردان در دام بیحسی عاطفی
اما مردانی که در خانه احترام، امنیت و آرامش دارند، چرا خیانت میکنند؟ این گروه اغلب در “تله بیحسی عاطفی” گرفتارند. این مردان قادر به دریافت و احساس محبت اطرافیان نیستند. هر مقدار محبتی دریافت کنند، برایشان کافی نمینماید و همیشه گلهمندند که “مرا دوست ندارید”، “مرا نمیبینید”.
این افراد حتی در روابط خارج از ازدواج نیز سیر نمیشوند و الگوی مشابهی را تکرار میکنند. خیانت برای آنها نه جستجوی محبت واقعی، بلکه تلاشی نافرجام برای پر کردن خلاء درونی است.
نکته پایانی
اگرچه خیانت از نظر اخلاقی توجیهپذیر نیست، اما در روانشناسی هیچ رفتاری بیدلیل نیست. این اعمال پیامدهای ریشهدار روانی هستند که نیاز به شناخت، درک و درمان دارند. بهبود این الگوها مستلزم مواجهه با زخمهای درونی و تلههای روانی است که سالها با فرد همراه بودهاند.
درک این مکانیزمهای روانی نه برای توجیه خیانت، بلکه برای پیشگیری از آن و ترمیم رابطهها ضروری است. درمان واقعی زمانی آغاز میشود که بتوانیم به جای سرزنش سطحی، به عمق ریشههای رفتاری بنگریم.






